دوستان عزیزوبلاگی من سلام، امیدوارم که ایام خوب وخوشی رادرپناه یارمـــــــهربان داشته باشید ودر ایام پرفیض رجب خوشه چین خرمن این ماه پرخیروبرکت بوده واین حقیررانیزازدعای خیر خود فراموش نکنید.
دوست داشتم مطلبی روبه عرض مبارکـــــــــتون برسونم وطبق وظیفه ای که دارم تذکری رادررابطه باوجود مبارک امام زمان(عج) خدمت شما قلمی کنم.
اگرنگـــاهی به تاریخ ، این دیباچه عبرت آدمیان بیندازیم خواهیم یافت که حی متعال مردمان هرروزگاررا، به طریقی دربوته ی آزمایش خویش قرارداده تا سره ازناسره بازشناخته شده وهرکس به میزان عملکرد ونیات خود، صواب وعقاب برد.
اگرخوب دقت کنید خواهید یافت که درهردوره ای ازدورانها مردم به شکلی امتحــــــــان شده ودرورطه ی آن قرارگرفته اند، اما به راستی بالاترین امتحان الهی چه بوده است؟
اگرخوب بنگریم، باتوجه به آیات وروایات، متوجه این امرمی شویم که مردمـان هردوره به یاری وفرمانبری ازحجت زمان هردوره امتحان شده ودربوته ی نقد قرارگرفته اند.
فرقی نمی کند نوح باشد یاابراهیم. لوط باشد یاهود.عیسی باشد یاموسی. خاتــــــم الانبیاء(ص) باشد یا وجود نازنین امیرمومنان(ع).
آری درهردوره مردم به دعوت این انوارمقدسه وحــــــــــجتهای الهی امتحان شده اند، چراکه اینان به همانی دعوت می کنند که حق متعال می خواهد وبه آن چیزی فراخوانده ودعوت می نمایند که باریتعالی رضاست.
به دوران نوح(ع) نـــــــگاه کنید درحالیکه دروسط بیابان مشغول ساختن کشتی بود وجزعــــــــده ای قلیل به یاری او نیامده وباقی اورامورداستهزاء قراردادند.
یابه موسی(ع) بنگرید که چه میزان مردمان بابهانه های واهی ، اوراموردآزارقراردادند ویازمـــــــــــانی که دستوربه فرمانبری ازهارون می دهد وخود به میقات می رود، به فاصله ی چـــــــــــهل روزمــــردمان ازدین برگشته وفرمان موسی(ع) درفرمانبری ازهارون رافراموش کرده واوراتامرزمرگ پیش می برند.
تاریخ پراست ازظلم وجورهایی که به حجج الهی رفته واین نیست جزتنهایی وغربت ایشان به واسطه ی تنها گذاشتن ایشان توسط مردمانی که موظف به یاری ایشان بودند. ادامه دارد
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد
بخوان دعای فرج را وعافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را ونا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبج نزدیک است
خدای را شب یلدای غم سحردارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
زپشت پرده غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد
دوستانی که بحث مربوط به شهادت حضرت زهرا(س) رادنبال می کردند می دانندکه قراربراین بود تاکه دراین قسمت به بخش دوم که هجوم به خانه فاطــــــمه(س) درآیینه تاریخ بود اشاره کنیم. این بنده حقیرهم درادامه مطالعه ی کتاب مزبوربه این بخش واردشده وشروع به مطالعه کردم تاکه خلاصه ای ازاین بخش را خدمت عزیزانم ارائه دهم.
شروع به مطالعه کردم وهرچه جلوترمی رفتم بهت وحیرتم بابت این مصیبت افزون می شد.ازیک طرف به خاطرادامه مطلب ناگزیربه خواندن وازطرف دیگرحکایت مصیبت فاطمه زهرا(س) بسیارسنگین واندوهگین می نمود.البته کلمات ازبیان این مصیبت الکنند ومصیبت به قدری بزرگ ووصف ناشدنی است که حتی درهنگام خواندن الفاظ وکلماتی که درکتاب دست به دست هم داده اند تا بتوانند مصیبت راروایت کنند،اختیارراازتو سلب می کنند وتورا به اعماق تاریخ سفری می دهند تاتوبه خود بگویی مگراین انسان تاکجا می تواند پیش برودکه با دختررسول خدا ویادگارش که مادرمهربانی هاست این چنین معامله ای بکند . واین جاست که ذهن پرسشگرتو تمامی قداست رادر برابرتمامی پلیدی می بیند ودل غمین ازمصیبت زهرا(س) به گوشه ای خیره می شود وذهن وروح خودرامتلاطم می بیند، وافسرده وگیج به دنبال را چاره ای که این مصیبت رادرک کند یابتواند به طریقی با آن کلنجاررفته وخودراآرام کند.

اما نمی شود، نمی دانم چه رخ داده که توپس ازهزاروچهارصد سال وازپس کلماتی که سعی می کنند روح این مصیبت رادرجاری زمان روانه کنند، به خوداندیشه می کنی وشاید خود خوری آخرین کارویا شاید اول راه باشد.
نمی دانم چه طورباید این کلمات وحروف راکنارهم بگذارم تا آنچه خوانده ام رابرای تو حکایت کنم. شاید سربسته گویی بهترین راه برای ذهن آشفته من باشد.
من نمی دانم چه طورباید برایتان بنویسم ویا واگویه کنم این جانکاه مصیبت تاریخ را. من سربسته می گویم ای دوستان همراه که بارمصیبت ازهرچه شما برفکرخودتصورکنید بالاتر ودردناک تراست. اهانتها وجسارتها وهتک حرمت بیت امیرالمونین(ع) بالاتر وجان سوزترازآنی است که حتی به وهم خود بیاورید.
دوستان، همه کینه هاوعقده هایی که بود برسرفاطمه(س) خالی شد. من نمی توانم ازاین جلوتربروم وبرای شماریزمصیبت رابه روایت آورم. درهمین لحظاتی که برای شما می نویسم نیزحس غریب وگنگ ومبهمی به سراغم آمده که حال ورمق راازمن ربوده است وحالتی است که دوست دارم سریعتراین متن راتمام کنم وبه کاری دیگربپردازم.
قسمت اول : هجوم به خانه فاطــــــمه(س) درآیینه وحی
درکتب تشیع وجماعت عامه به روایات زیادی برمی خوریم که حکایت ازابتلاء اهل بیت (ع) به رنجها وسختیهایی است که پس از رحلت پیامبر با آن روبرو می شوند واین درحالی است که روایات بسیاری درحد تواترنقل شده است که الزام می آورد برمحبت وپیروی ازایشان.

1- روزی پیامبر خدا(ص) در بین راه رفتن سرمبارک خود رابرشانه ی امیرمومنان نهاد وگریست؛ علی(ع) عرض کرد:چه چیز شمارابه گریه آورده است؟ رسول خدا(ص) فرمودند:
گروهی ازتوکینه ها دردل دارند وآشکارنخواهند کرد تا آن هنگام که من از دنیا روم.(1)
2- روزی رسول خدا(ص) به امیرمومنان(ع) خبرازمشکلاتی می داد که پس ازرحلت آن حضرت برای وی ایجاد خواهد شد؛ سپس سخن پیامبر(ص) دراین باره به طول انجامید تا آنکه علی(ع) عرض کرد:
شمارابه خدا وبه حق خویشاوندی که بین ماست، سوگند می دهم:ازخداوند مرگ مرا تقاضاکنید!(2)
3- امیرمومنان(ع) روزی بیمارشد وبه بسترافتاد.عمر وابابکرازجمله کسانی بودندکه ازآن حضرت عیادت نمودند.هنگامی که پیامبر(ص) حال علی (ع) راازآن دو جویا شدند، درجواب گفتند: بیم آن می رودکه اوازبیماری برنخیزد! پیامبر(ص) فرموددند:
هرگز! اوازدنیا نمی رود تا آنکه خیانتی بزرگ براورواشده وبراو ستم شود.(3)
********************************************************************************
1- شرح ابن ابی الحدید:4/ 107ومراجعه شود به: الریاض النضره:651؛ مناقب خوارزمی :65؛ مجمع الزوائد:9/118؛ کنزالعمال:13/176؛ ینابیع الموده:1/134.
2- شرح ابن الحدید:4/108
3- شرح ابن الحدید:4/106،مستدرک حاکم:3/139؛ الخصائص سیوطی:2/124؛ مختصرتاریخ دمشق:18/33.
به هرحال یکی ازمواردی که مطرح شد، متاسفانه تبلیغات منفی وشبهه سازی پیرامون شهادت بانوی دوسرا، صدیقه ی طاهره ، حضرت زهرا(س) است. آری متاسفانه کسانی که این موارد رامطرح می کنند یاافرادی هستند که مطالعه تاریخی وروایی کافی ندارند ویا معاندینی هستند که به خاطر دست یابی به مقاصد شوم ومنحرفانه ی خویش به دنبال انحراف تاریخی این شهادت تاریخ ساز هستند. اگرکسی حرف یاسخنی راجع به یک مسئله ی مهم تاریخی دارد، یا ازروی مطالعه وتحقیق حرفی را می زند ویاآنکه ازروی اظهارنظرهای شخصی خویش بدون توجه به مستندات تاریخی، که قطعا نوع دوم برای یک انسان اهل تحقیق ودنباله رو راه حق امری زشت وناپسند است. زیاد اطاله ی کلام نمی کنم وهمانطورکه درقسمت قبلی نیز اشاره کردم ، قصد روشن گری وتذکراتی است که برای عزیزانم مطرح می کنم تاسرفصلی باشد که اگردرجامعه ودرسخنان وصحبتها بادیگران یا درمراجعه به سایتها ومطالعه کتب مختلف به آن برخورد کرند، بااستدلال کامل جواب ایشان راداده وآنها رانیزآگاه سازند. یکی ازمراجع خوب برای استناد ومراجعه، کتابی است به عنوان هجوم به خانه ی صدیقه ی طاهره(س) که توسط آقای عبدالزهرامهدی به رشته ی تحریردرآمده وتوسط نشرمولود کعبه انتشاریافته که به اسناد ومدارکی می پردازد که ازقرن اول هجری تاکنون راجع به این مسئله بیان شده است. کتاب دارای 4بخش است که شامل مواردزیر است 1- هجوم به خانه ی فاطمه(س) درآیینه وحی 2- هجوم به خانه فاطمه(س) درآیینه تاریخ 3- هجوم به خانه فاطمه(س) درآیینه ی اسناد 4- نکته های هجوم به خانه ی فاطمه(س) نکته بسیارقابل توجه دراین کتاب آن است که نویسنده دربخشهای مختلف روایات زیادی راازجماعت عامه(اهل سنت) نقل کرده که دیگرجای هیچ شبهه ومسئله ای راباقی نمی گذارد واین موضوع وقتی ارزش پیدامی کند( همانطورکه علاقه مندان می دانند) درکتب ایشان تاآنجایی که امکان داشته روایات مربوط به اهل بیت(ع) سانسورشده ویاباتحریف وحذف بیان گردیده است. یعنی بودن این مقدارازروایات مربوط به وقایع اتفاق افتاده دربیت فاطمه(س) درکتب ایشان با آن سابقه ی تاریخی درنقل حدیث ، خودنشانگرعمق فاجعه ی اتفاق افتاده است ،که کامل آن با ریزواقعه درکتب علمای مجاهد تشیع بیان گردیده است. به امید حق درادامه بحث نکاتی دیگررادررابطه باهمین کتاب برای شما عزیزان نقل خواهم نمود. 
باتوجه به ایام شهادت حضرت زهرا(س)لازم دیدم درحد بضاعت به پاسداشت چنین ایامی که درک مصیبات آن خارج ازحد توان و تفکر ما می باشد مطالبی را قلمی کنم، شاید که دستگیرم درروزآخرین باشد. مطالبی را که قلمی می کنم درحد تذکروتوجه به بعضی مطالب است که امید دارم مورد استفاده دوستان خودم قرار گیرد. پیشاپیش ازمحضردوستان التماس دعای مخصوص دارم وخواهانم که درایام مصیبت وحزن آل الله این حقیررا نیزازدعای خویش محروم نسازید.
متاسفانه امروزه دررابطه بامباحث عقیدتی وعلی الخصوص جریان سازدینی وتاریخی، شبهات زیادی مطرح می شود که البته این جریانات ریشه تاریخی دارد ودرهرگذری اززمان به شکلی تازه ونوآن شبهات مطرح می شود. البته مکتب پرهیبت واندیشه سازتشیع هیچگاه دربرابراین شبهات کم نیاورده وبا سری بلند وبا غرور دربرابراین هجمه ها ایستادگی کرده وجواب محکمی به یاوه گویان داده است.
ولی ناراحت کننده آن است که این شبهه اندازان، فقط به ایراد شبهه پرداخته وهیچگاه نخواسته اند تا جواب خویش را رودررودریافت دارند. این عناصرضد دین درجاهای مختلف وعلی الخصوص درجاهایی که جوانان جویای حقیقت قراردارند ، به شبهه پراکنی پرداخته وهیچگاه نخواسته اند دریک مناظره علمی حاضرباشند ودرحضورجستجوگران حقیقت به مباحثه بپردازند.
اگرکسی به واقع دنبال حق وحقیقت است قطعا دنبال جواب سوال خویش است ونه به دنبال ایجادهیاهوی کاذب. ودردآنجایی بیشترمی شود که بعضی ازاین شبهات نه اززبان وقلم دشمنان وستیزه جویان رودرروی مکتب، بلکه ازنزدکسانی مطرح می شود که نام شیعه ومحب رانیزیدک کشیده وبانامها والقاب دهان پرکن وعوام فریب قصد شبهه پراکنی وانحرافات فکری رادارند.

دوستان این مطالب را نه ازروی مظلوم نمایی می گویم ، بلکه اینها حقایقی است که تاریخ درمنظرهمه حق جویان عالم قرارمی دهد وهرحق جویی باسرک کشیدن به کتب عالمان ومجاهدان مکتب تشیع و بزرگان از عامه(اهل سنت)، پی به این مظلومیت خواهدبرد.
آری دوستان این چنین است، ویکی ازرویدادهای مهم وسرنوشت سازتاریخی که موردهجمه های مختلفی قرارگرفته است واقعه ی جان سوزودردناک وپرازمصیبت شهادت دخت نبی اکرم فاطمه ی زهرا(س) است.
این مقدمات راگفتم تابدانید که گهگاه شنیده می شودازدوستان ومحبان ایشان که واقعه ی شهادت بانوی دوسرا را امری ساختگی دانسته وبادلایلی غیرواقعی وگهگاه احساسی که نشان از بیسوادی وعدم مطالعه وپژوهش علمی است، سعی بردرست جلوه دادن شبهه ی خویش دارند.
این مطالب رادرحد تذکرگفتم تابا جوی که گاه دربرابراین واقعه ی مصیبت بارعالم امکان قرارمی گیردآشنا شوید. امید که بتوانم دردنباله ی بحث به نکاتی دیگراشاره کنم. التماس دعا
چه قدربیگانه شده ایم وچه قدرازخود واقعیمان دورشده ایم. ازرازی که درخلقت ما بود دورافتادیم ورفتیم به سوی ناکجا آبادی که خود مجهولمان برای ما ساخت وخوش وسرکیف درخوابی که مارابا خودبرد. گاه بیدارشدن نمی دانم کی می رسد تا من رانهیبی بزند وگران خواب بی مقداررابشکند وآن لحظه ی رویایی فرارسد که به پیشوازراهی نوبروم وبیابم منیت واقعی خویش را.
بارها وبارها برای خود حدیث نفس کردم وامام حی خود راشاهد گرفتم که برگردم وبسازم خویش راودورمانم ازجهالتی که جزلکه ی سیاهی برروشنای ضمیر چیزی برای من به ارمغان نخواهدآورد.
نمی دانم این ندای توبه واقعی وازسرصدق ومردانگی کی بلند خواهد شد تا مرابه ساحل بحرمعارف الهی برساند ومرا ازدقایق آن لبریزکند وبنوشاد ازکوثرمواج علوم عصمتیه.
هرروزعهدی و هرروزشکستنی نودرپیشگاه عظمتی نافهم . نمی دانم این رشته به کدامین منزل ختم خواهدشد؛ ولی ای کاش کمی برسرپیمان خویش با اومی ماندم وتنهایی غربت اورابیش ازاین با نکبتی اعمالم شلوغ نمی کردم. خود خوب می داند که می خواهم، اما خواستنی که اراده ی درپیش آن ، لرزان است وجزبا مدد الهیه ی او نمی توان برسرپیمان بود که راه بسی سخت وناهمگون است.
حرف بسیاروشرمندگی امان ازگفتن بریده است که واگویه کردن آن ، جزمرهمی برزخم دل پریشان نیست که خود واقف است وآگه، که ملقب است به صاحب زمان وملک نیزدرکف باکفایتش بر مدارانتظاراومی گردد.
می خواهم وزود یادم می رود که چه خواستم ، ومشغول بازی های بزرگسالی می شوم که به راستی همه ی مادرجای نابه جای خویش خوب بازی می کنیم وبرد وباختها رابین خود تاراج می کنیم.
حرف دلی بود که آمد ودنباله ی آن را نمی گیرم که خود خجل وشرمسارم ازگفته های خویش . ولی دل خوشم که کرمی دارد به مانندی بی نظیرکه وصفش درزبان وقلم الکــــن است . گفتن فروخفتن دردی است که حاد می شود والاحدیث نفسی است تکراری که تکرارش جزشرمندگی چـــــیزی نیست ولی التفات اورا به غلیان می آورد که همانا اوبه خویش وبزرگی خویش می نگرد نه به تاریکی من.
آمدن منجی آزادی بخش، موردپذیرش همه ی ادیان الهی وحتی غیرالهی بوده وهست.اینکه فردی الهی یاماورایی برای اصلاح وضعیت جامعه بشری خواهدآمدوآن مدینه ی فاضله ای راکه همه پیامبران وقدیسان وخوبان ودانشمندان انتظارآن رامی کشیدند بناخواهد نمود وانسان را ازیوغ نافهمی وبدفهمی وازشراعوجاجات فکری ، رهایی خواهد بخشید.
آری این است سرانجام آخرروزگاران .همه ی بلندیهاوپستی ها گذرخواهدکرد وعاقبت آن خواهد بودکه خدای حکیم وقادرمتعال اراده نموده است.
صبح صادق وعده داده شده خواهدرسید ووعده تخلف ناپذیرالهی محقق خواهدشد ،انسان به کمال می رسد وروزگاران ایامی راخواهند دید که انتظارش راسالیان طولانی کشیده اند.
دوستان حقیقت این است! اما سوالی که برای ماپیش می آید این است که آن روزکی خواهــــــــــــــــد بود؟ آری این سوالی است که بسیاری ازپیشینیان ماازخودکرده اندوبانادیدن آن فرخنده روزبارسفربسته وبه دیارباقی شتافته اند. 
هیچ کس نمی داندآن روزکی واقع می شود وهرکس که برای آن وقتی تعیین کند دروغ گویی بیش نیست.اما همه ی ما آرزویمان این است که این چنین روزخاطره انگیزورویایی راببینیم ودرآن دولت کریمه ی موعود نفسی تازه کنیم ودرهوای دولت یارروزگارسپری کنیم.چه قدرزیباست! حتی تصورورویاپردازی آن نیزدل راجلا می بخشد وطراوتی نودل رادربرمی گیرد.
چرانمی خواهیم ؟ چراازخداخاضعانه وخاشعانه فرارسیدن روزموعودرادرخواست نمی کنیم.چراچون قوم موسی به درگاهش تضرع نمی کنیم تاخدا درامرفرج تعجیل حاصل کند ومانیزدرآن صبح موعود جان تازه کنیم.دوستان ، حقیقت این است که به جدازخدا طلب نمی کنیم دولت یاررا.
چه قدرازدعاهای مارنگ وبوی درخواست ازخداوند درجهت رفع موانع غیبت رادارد؟ چه قدراهمیت دارد برایمان که ناله بزنیم وفغان کنیم که ای وای یک جمعه دیگرگذشت وصاحب جمعه نیامد.چه قدردلگیرنیامدن یاردلرباهستیم؟ چه قدرسوزدل داریم دردعای برای او؟
چه قدرشده که دیگران رابه دعای برای اوترغیب کرده وبخواهیم که درصدرخواسته های خویش اورا بخواهند وناامید نشوند وبخواهند آنچه راکه تحقق آن قطعی است هرچه زودتراتفاق بیفتد.
می دانید درچه صفی هستید؟ درصف انتظار، که پیش قراول این قافله کسی نیست جزرسول مهربانیها ودخت گرامی او بـــــــانوی آب وآیینه ووصی برحقش مولایــــــــــــــــمان علی(ع). چرانمی خواهیم؟ چرادل خوش به همین وضعیت موجودیم وازخدابهشت رادرخواست نمی کنیم.آری بهشت! بهشت روزی است که مصداق این بیت باشد:
بهشت آنجاست کازاری نباشد کسی راباکسی کاری نباشد
دوستان، فرج محقق خواهد شد، چه ماباشیم وچه نباشیم. اما چراآرزونکینم که آن دولت موعود درزمان مااتفاق بیفتد وماجزوزمینه سازان وبعد جزسازندگان دولت یارباشیم.
آری کمی باورلازم است تا داشته باشیم وشک نکنیم که هرلحظه برای آمدن اودیراست.
به بهانه خواندن خطبه شقشقیه مولا:
وقتی که بر منبروعظ
آتش دل می سرود
وحرفی ازسردرد
ندبه می کرد
گویی که پیکره غم را
ازقامت مردان ایمانی
تراشه می داد
وزخم دل
کهنه گی یک مصیبت دائم داشت
وسوره شقشقیه
مدام نازل می شد
وچه شگفت آور
خاموش شد
وساکت ماند
که حدیث نفس
شعله ای بود
که رفت
ودیگر
نخواند مردواعظ
شقاوت زمان را
وچه قدردلت می سوزد
ازنامه نابهنگام مردکوفی.
باسلام وعرض تبریک مجدد به مناسبت سال نو، بد ندیدم چند حدیث درباره ی مولای مهربانمان امام زمان(عج) برای شما دوستان همراه بنویسم تا بدین وسیله قلوبمان رانورانی ومعطرکنیم به کلماتی که ازدولب آن مهربانان جاری گشته است . امید داریم که الطاف خاصه ی آن بزرگوارهمیشه شامل حال همه محبان ومنتظران آن جناب باشد و به دعای آن جان جانان وآن سلطان بی چون و چرای عالم هستی ،همه ماجزوزمینه سازان ظهورآن عالیجناب قراربگیریم.
1- امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
اگرشیعیان باتضرع وضجه وزاری فرج مارابخواهند خداوند فرج مارامی رساند ولی اگردست روی دست بگذارند وقتی کاربه نهایت رسیدفرج فرامی رسد. (بحارالانوار،ج52، ص52)
آیاشده است که برای مولایمان این گونه دعاکنیم.آیاشده است به اندازه ای که برای رفع گرفتاری خود دعا می کنیم برای فرج اودعاکنیم.خودتان بهترمی دانید ونیازبه نوشتن نیست. دوستی می گفت کاش آنقدری که برای پیروزی یک تیم فوتبال دعا می کردیم برای فرج مولایمان باهمان شدت وحدت دعا واستغاثه به درگاه خدامی کردیم. توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل ......
2- پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند:
انتظارفــــــــــــــرج عبادت است، برترین وباارزش ترین عمل امت من،انتظـــــــــــارفرج ازخدای تبارک وتعالی است. (بحارالانوار،ج52، ص122)
آری دوستان اگردنبال جمع ثواب هم هستید بشتابید به سوی عمل به حدیث نبوی که این گونه اهمیت انتظاررابرای دوستداران روایت می کند.افضل ترین عمل.یعنی بالاتر ازهرعبادتی که شما فکرکنید. بالاترازنمازشب وصدقه وروزه مستحبی وانفاق وخیرات وخلاصه هرچه که به ذهن شمادوستان ازعبادات متصورشود،انتظارفرج ازهمه ی این عبادات بالاتراست.
3 – امام العارفین زین العابدین(علیه السلام) فرمودند:
بدانید کسی که منتظرظهورحضرت مهــــــــــدی(عج) باشد، پاداش کسی رادارد که شبهارابرای انجام عبادت بیداروروزهاروزه دارباشد. (منتخب الاثر،ص 244، ح1)
امابایددانست که انتظاریعنی عمل، پویایی واشتیاق دررسیدن به مدینه ی فاضله ی مهدوی(عج)